گیاهشناسی تشریح - سیستماتیک و مورفولوژی

گیاهشناسی برای رشته های غیر زیست گیاهی

تاریخچه رده بندی

تاکنون متجاوز از 300000 گونه گیاه آوندی شناخته شده است. بدیهی است برای شناخت و بررسی بهتر آنها را باید طبقه بندی کرد. برای سهولت و تشخیص ابتدا سعی شده است که آنها را به طور عملی دسته بندی نمایند و این امر اصول طبقه بندیهای مصنوعی می باشد. قبل از قرن 16 میلادی، بیشتر گیاهان مفید شناخته شده را رده بندی می کردند. اساس این فکر مربوط به دو نفر از علمای یونان( تئوفراست و دیسکورید) بود که به خواص بعضی از گیاهان پی بردند. ارسطو و مخصوصا ً شاگردش تئوفراست سعی داشتند علم گیاه شناسی را از سر حد طب جلوتر ببرند. به همین جهت تئوفراست را پدر علم گیاه شناسی می دانند، این دانشمند صدها گونه و چندین خانواده را بر مبنای پدیده های زیستی و به ویژه تغذیه رده بندی کرده است. برخی دیگر گیاهان را به درخت، درخجه و علف تقسیم بندی می کردند و از این نوع طبقه بندی ها نیز تا قرن 18 قابل قبول از عهد رنسانس گیاه شناسی مدرن شروع می شود. ( 1852- فلورانس) گیاهان را از روی دانه طبقه بندی کرد. جان ری دانشمند انگلیسی( 1703- 1656) از روی تعداد لپه های دانه طبقه بندی خود را پایه گذارده است. این دانشمند تک لپه ایها و دو لپه ایها را تشخیص داد. تورنفورت استاد باغ شاه پاریس( 1708- 1656) کلمه جنس و مفهوم آن را به طور مدرن بیان کرد و بیش از 1800 جنس را تعریف و تشخیص داد. این گیاه شناس جنسها را در تیره ها قرار داد و اغلب تیره های مشهور امروزی را شناسایی نموده بود بالاخره رده های بزرگ گیاهان نظیر پیوسته گلبرگان، جدا گلبرگان و بی گلبرگان امروزی را مشخص نموده است ولی این دانشمند نیز گیاهان را به سه گروه درخت، درخچه و علف تقسیم کرد. شارل لین( 1778-1707) را می توان پدر علوم طبیعی جدید دانست. این دانشمند سوئدی سر تا سر اروپا را مسافرت نمود و با دانشمندان متعدد آشنا شده در رده بندی مصنوعی خود را که با به کار بردن تعداد و مشخصات پرچم ها تهیه نمود بود منتشر کرد. با وجود اینکه اینکار او بعد ها مورد قبول واقع نشود و خود نیز به اشتباهش پی برده بود لیکن کارها ارزنده این دانشمند تا به امروز اهمیت خود را حفظ نموده اند. بزرگترین آثار لینه کتابهای  Species Plantarum وGenera Plantarum   است که در اولی کلیه گونه ها و در دومی کلیه جنسهای گیاهی که تا آن زمان شناخته شده بود، شرح داده است، این دانشمند برای اولین بار مفهوم مدرن گونه را بیان کرد و بیش از 8000 گونه تعریف و اسم گذاری نمود. گونه های مزبور که اکنون به نام گونه های لینه ای خوانده می شوند، منحصرا ً بر روی مشخصات مرفولوژی تعریف شده اند لیکن به قدری این دانشمند در خویشاوندی گیاهان تیز بین بوده که اغلب گونه های مزبور، امروزه نیز قابل قبول بوده و اساس و پایه طبقه بندی های امروزی را تشکیل می دهند. همجنین اسم گذاری دو کلمه ای و خواص تخمدان فوقانی و تخمدان تحتانی گل را در علم رده بندی گیاهی وارد نموده است که تا به امروز اهمیت خود را حفظ نموده است.طبقه بندی طبیعیبرای اولین بار طبقه بندی طبیعی گیاهان    به وسیله A.L.dejussieu . انجام گرفته است .در طبقه بندی طبیعی گروه هایی در گیاهان را انتخاب می نمایند که ما بین خود شباهت های عمیق دارند. صفات انتخابی از مجموعه مشخصات اندامهای گیاهان رده و در این طبقه بندیها سعی می شود که تصویر طبیعت را نشان دهند. دوژوسیو به همراهی برنادودوژوسیو اساس طبقه بندی طبیعی را بنا نهاده اند. این دو دانشمند در اوایل قرن نوزدهم میلادی گونه های یک صد تیره را در راسته ها و رده های بزرگ جای دادند.Brown  دانشمند انگلیسی توانست بازدانگان را از نهاندانگان تشخیص بدهد. دوکاندول دانشمند اهل ژنو که در شهر مونپلیه استاد گیاه شناس بود گیاهان آوندی را از گیاهان بدون آوند تشخیص داد. این دانشمند از رده بندی دوژوسیو پیروی نموده است. در قرن 19و20 در اثر کشفیات گیاه شناسی رده بندی گیاهان کامل تر گردید و دانشمندان زیادی در این زمینه فعالیت داشتند. از آن جمله می توان از Endlicher   ،Bentham ،Hooker ،Sache ،Brongniavt و غیره نام برد. به طور کلی چنانکه که قبلاً اشاره شد در طبقه بندی طبیعی گونه های نزدیک به هم را در یک جنس و جنس هایی که دارای یک عده صفت مشترک هستند در یک تیره قرار می دهند. در تیره می توان زیر تیره و طایفه تشخیص داد. تیره هایی که دارای یک عده صفت مشترک هستند در یک راسته قرار می دهند و راسته های شبیه به هم را در زیر رده و رده و زیر بخش و بخش گیاهان دانه دار تعلق دارد. بخش گیاهان دانه دار با بخش های نهانزادان آوندی و نهانزادان سلولی شاخه گیاهان محور دار یا گیاهان جنین دار را تشکیل می دهند که جزء زیر سلسله و سلسله گیاه محسوب می شوند.  انتخاب صفات در طبقه بندی های طبیعی به طوری که گفتیم برای تعیین گونه ها وحتی جنس ها و تیره ها اغلب از مشخصات مرفولوژیکی استفاده می نمایند. در برخی حالات مشخصات دستگاه رویشی مفید و دقیق می باشد. مثلاً طرز قرار گرفتن برگها مشخصات اندام های زایشی کمتر تغییری می نمایند و به نام صفات اصلی نامیده می شوند. به طوری که می دانیم مکانیسم لقاح در کلیه نهاندانگان ثابت می ماند و با زیر شاخه های دیگر مانند بازدانگان و غیره متفاوت می باشند و استفاده از این امر گروه های بزرگ گیاهان را از همدیگر تشخیص می دهد. در عمل یک گونه و یا یک جنس را با چندین صفت تعریف می نمایند که به نام صفات اختصاصی نامیده می شوند. ارزش صفات نیز با همدیگر متفاوت هستند برخی مخصوص یک گونه و عده ای در گونه های مختلف یک تیره یا راسته یا طبقه وجود دارند یعنی تابع و وابسته به هم نامیده می شوند. بنابراین دو نوع مشخصات داریم: مشخصات اختصاصی و مشخصات وابسته  طبقه بندی های فیلوژنتیکی گیاه شناسان قدیمی به ثابت بودن گونه ها عقیده داشته و هرگز مسئله سلسله انساب و خویشاوندی گیاهان با همدیگر مورد بحث قرار نمی گرفت. از واسطه قرن 19 که عقاید داروین و لامارک با کشفیات فسیل شناسی به جهان علم عرضه شد، طبقه بندی های قدیمی مبنی بر اصل Fixisme  جای خود را به طبقه بندی های جدید بر مبنای تکامل دادند و این طبقه بندی ها به نام طبقه بندی های فیلوژنتیکی موسوم گشته اند به بدین ترتیب گیاه شناسان سعی می کنند که سلسله انساب گیاهان را نه فقط برای گروه های فعلی بلکه برای گروه های فسیل نیزپیدا نمایند.طبقه بندی های فیلوژنتیکی عیناً نظیر درخت نسب شناسی عالم گیاهی است. برای طبقه بندی های فیلوژنتیکی به اطلاعات فسیل شناسی گیاهی احتیاج فراوان است با وجود اینکه اطلاعات فسیل شناسی گیاهی ناقص می باشد  بنابراین می توانیم ردیف ظهور گروه های اصلی گیاهان را بشناسیم متاسفانه هنوز نمی توان درخت نسب شناسی را به طور کامل رسم نمود و در اغلب موارد به فرضیه قناعت می نماییم.  نشانه های مرفولوژیکی فیلوژنیابتدا به وسیله Bessy و سپس Hutchinson بیان شده اند که به طور خلاصه به قرار زیر می باشد وضع ظاهر و آناتومی، گل آذین، پوشش گل، اندام های جنسی طبقه بندی های مهم فیلوژنتیکی سیستم طبقه بندی انگلرو پرانتل که در سال 1887 انتشار یافت نزدیک به طبقه بندی طبیعی است.بسی(Bessy) 1915 عقیده داشت که اجداد نهاندانگان از بازدانگان هرمافرودیت بوده که نزدیک تیره سیکاس می باشند. این گیاهان راسته آلاله را به وجود آورده اند که مبدا نهاندانگان می باشند. از راسته آلاله سه شاخه مشخص جدا می شوند: 1- تک لپه ایها2- شاخه ای که از راسته گل سرخیها شروع و به تیره کاسنی ختم می شوند3-شاخه ای که به راسته های گل میمون و نعناع ختم می شوند. و چندین راسته مستقیماً به راسته آلاله مربوط می شوند.مشاهده می شود که در این سیستم پیوسته گلبرگان از جداً گلبرگان منشاً می گیرند و تخمدان فوقانی جای خود  را به تخمدان های تحتانی می دهد با استفاده از این سیستم درخت نسب شناسی گیاهان به وسیله Bessy ترسیم شده است.  خلاصه سیستم های رده بندی می توان با توجه به مطالبی که ذکر شده سیستم های مهم طبقه بندی را به صورت خلاصه این گونه بیان کرد.1- سیستم انگر که در آن تک لپه ایها قبل از دولپه ایها قرار دارند. در این سیستم تک لپه ایها را منشعب از بازدانگانی که گل های تگ جنسی دارند، می دانند و در نتیجه دو لپه ایها بی گلربگ را نسبت به گلبرگ داران، ابتدایی تر فرض می کنند. با وجود عدم تطبیق این سیستم گیاهان چون پیشروان این نظریه سیستم خود را در 23 جلد کتاب مصور منتشر نموده اند در حال این سیستم بیشتر در کتب کلاسیک به چشم می خورد.2- سیستم بسی ها چین سن بازدانگان را منشا دولپه ایها و گروه اخیر را منشا تک لپه ایها دانسته و منشا بی گلبرگان گروه های مختلف محسوب می کنند. این سیستم که با فیلوژنی تطبیق می نماید در کشورهای انگلوساکسن مورد توجه می باشد.3-سیستم تختیان نسبتاً جدید بوده و در کشور شوروی بیشتر طرفدار دارد.4- سیستم آمبرژه که دولپه ایها را کم تکامل تر از تک لپه ایها دانسته و به تهداد لپه ها و جدایی و وجود گلبرگها کمتر اهمیت داده است در کشورهای فرانسه زبان بیشتر متداول است.سیستم کرونکسییت: نوعی رده بندی را منتشر کرد که از لحاظ فکری مشابه سیستم تختیان اما در جزئیات آن متفاوت است.در این کتاب به ترتیب پس از طبقه بندی، خزه ها، نهانزان آوندی، بازدانگان و نهاندانگان دولپه و تک لپه طبق روش کرونکسیت معرفی می شود.  نامگذاری گیاهان تاریخچه نامگذاری دو اسمی حتی در دو قرن قبل از میلاد مسیح روش نام گذاری دو اسمی را Cato در کتاب خود به نام De Rustica بکار برده است. با این تفاوت که گونه های مجاور دارای اسم جنس مشابه نبودند. بعد ها دو نوع نامگذاری متداول شد یکی اینکه نام یونانی گیاهان را به لاتین ترجمه کنند و در این ترجمه ها مجموعه های دو کلمه ای حاصل می شود و در نتیجه دو اسم جنس به هر گیاهی داده می شد. و در روش دیگر هر گیاه را با یک جمله لاتین بدون فعل می نامیدند و گیاهان را در هر منطقه ای با اسامی عامیانه معین می ساختند. به هر صورت این نامگذاری پایه علمی نداشته و اغلب موجب اشتباهاتی می گردید. بعد ها گیاه شناسان سعی کردند که گیاهان را با یک جمله لاتین مشخص سازند و کوشش می شد این جمله ها کوتاه تر و در عین حال دارای مشخصات اسلسی گیاه باشد. روی همین اصول لینه در سال 1753 که Species plantarum را منتشر کرد لینه به جای سیستم نامگذاری قبلی، سیستم نامگذاری دو کلمه ای را که فشرده ترین تعریف گونه بود انتخاب نمود. این سیستم تا به امروز متداول است. هر گونه با دو کلمه لاتین مشخص می شود که معادل اسم جنس و گونه است. کلمه اول یا اسم جنس را با حرف بزرگ شروع می نمایند. کلمه دوم که به جای صفت اسم اولی است گونه گیاه را معین می سازد و با حرف کوچک شروع می شود مانند: Ranunculus acris   Rose canina مطبق مقررات بین المللی هیچ گونه یا جنس بیش از یک نام ندارد.ولی بعضی از دانشمندان اشتباهاً نام های مکرری برای بعضی از گیاهان پیشنهاد و امتحان نموده اند یا اینکه نام آنها بعداً در اثر بررسیهای دقیق تر تغییر یافته است. در حال حاضر بسیاری از گونه ها و جنسها دارای چنین نامهای مترادف Synonyms می باشند. تغییرات اسامی علمی گیاهان چنانکه گفته شد در اثر بررسیهای دقیق تر دست یافتن به روش های جدید مطالعات تاکسونومی از قبیل سیتولوژی و پالینولوژی و غیره، لسامی گیاهان تغییر می یابد. گاهی نیز در اثر مطالعه کتب گیاه شناسی  معلوم می گردد که سیستم جنسی فلان گونه گیاهی، بر طبق مقررات نامگذاری بین المللی باید اسمی دیگر باشد چون طبق این مقررات اولین اسم جدیدتر بر گیاهی که گذاشته شده است باید مورد قبول قرار بگیرد.  طرز نامگذاری گونه به طوری که گفته شد اسم گذاری گونه ها به لاتین بوده و از دو کلمه تشکیل شده است کلمه اول یا اسم جنس را با حرف بزرگ شروع می نمایند. کلمه دوم که به جای صفت اسم اولی است گونه گیاه را معین می سازد مثلاً نسترن وحشی Rose canina آلاله تلخه Ranunculus acris لینه اسامی عامیانه را اسامی جنس قرار داد. امروزه گیاه شناسان برای اسم گذاری جنس های جدید از اسامی عامیانه و یا لغتی که با مشخصات عمده گیاه وفق بدهد و یا به اسم منطقه و دانشمندان استفاده می نمایند.مانند Salix،Nicotiana، Boissiera، و غیره به طور کلی اسم گونه صفتی است که به اسم جنس اضافه می کنند مانند ختمی برگ گرد. Malva rotundifolia، تبریزی سیاه Populus nigta ، زیتون اروپاOlea europea. اسم گونه را معمولاً با حرف کوچک شروع می شود Nicotiana tabacum  Datura stramonium و غیره. در کنگره های بین المللی گیاه شناسی توصیه می نماینذکه اسم گونه هر چه باشد با حرف کوچک شروع شود. دو رگ ها به صورت زیر نشان داده می شوند: Orchis latifolia x O.purpurea  باید گفت که در برخی موارد مفهوم حقیقی جنس مبهم بوده و ممکن است دانشمندان مختلف گونه ای را به دو جنس یا چند جنس متفاوت نسبت بدهنند. به طور مثال که آن را در خردل سیاه که آن را در جنس Brassica  به نام B.nigra  قرار می دهند. این نوع مسائل در گیاه شناسی فراوان است. برای اینکه در انتشارات علمی هیچگونه ایرادی نباشد، بایستی اسم دانشمند که گیاه مزبور را اسم گذاری کرده است بعد از اسم گونه به طور اختصار نوشت مثلاً: Genista scoparia Lam.، Sarothamnus scoparius Koch در بین دانشمندان اسامی دانشمندان Linne با حرف Lو De CandolleباD.C. می نویسند. می توان با مراجعه به کتب مختلف بین اللمللی تعریف گونه را پیدا کرد. زمانی که یک گیاه در زمان های گوناگون به وسیله دانشمندان مختلف تعریف و اسم گذاری شده است،  قدیمی ترین اسم قابل قبول است ولی در بعضی موارد استثنائاتی وجود دارد. مثلاً اگر دانشمندی گیاهی را برای اولین بار اسم گذاری و تعریف بنماید ولی بعد از وی دانشمند دیگری آن گیاه را از جنس و یا گونه ای به جنس و گونه دیگری تغییر جا بدهد، در این صورت اسم دانشمند اولی را در داخل پرانتز و اسم دانشمند دومی را بعد از پرانتز می نویسند. نامگذاری گیاهان زراعی تاکسونومی گیاهان زراعی بسیار پیچیده بوده و قوانین ناظر بر نامهای آنها نیز پیچیده است. بخش اصلی این قوانین همان قوانین حاکم بر گیاهان وحشی است ولی تفاوت هایی نیز وجود دارد. از آنجا که گیاهان کشاورزی بسیار مهم و مورد علاقه هستند، مجموعه قوانین بین المللی نامگذاری گیاهان کشاورزی (ای سی، ان. سی. پی) با 57 ماده از سوی کمیته ی اتحادیه بین المللی علوم زیستی ارائه شده است. در شناسایی گیاهان کشاورزی تنها یک رتبه پایین تر از گونه پیشنهادی می شود که به آن کولتیوار می گویند. کولتیوارها با حروف بزرگ نوشته می شوند. تعدادی از کولتیوارها به جای اسامی لاتین شده، اسامی محلی داده شده است. کولتیوارها معمولاً به صورت مصنوعی تولید می شوند و پیرو قوانین ملی و بین المللی حفظ و حقوق پرورش دهندگان گیاهی است. مثلاً برای بسیاری از گروه های گیاهی از جمله گل سرخها و ثعلبها دفتر ثبت نویسندگان وجود دارد که  فهرستی  از همه گیاهان کشاورزی موجود در این گروه ها را نامگذاری کرده و اساس حفظ حقوق پرورش دهندگان براساس قوانین جداگانه هر مملکت است. دورگه ها: در مورد دورگه ها به طور عمده همان قوانین حاکم بر گونه ها و مانند آنها صدق می کند اما موسسه ای سی پی دوازده ماده به تنهایی برای آنها مطرح می شود که مهم ترین آنها موارد زیر است: الف- دو رگه های میان گونه ای یک جنس با یک فرمول مطرح می شوند. دوگونه ای به وسیله یک ضربدر جدا می شوند. در صورتی که نویسنده علاقه مند به ارائه اسم دورگه به صورت دو نامی در بردارنده ی اسم جنس و یک لقب دورگه باشد باید با علامت ضربدر آن جنس و لقب دورگه را جدا کند. در کد نامگذاری زراعی مقرراتی آمده است که به شرح زیر است:1- گیاهان غیر اهلی که به صورت گیاهان زراعی در می آیند نامی که از قبلاً بر روی آنها گذاشته شده است را حفظ می کنند. Camelia japonica در این صورت نامهای زراعی بعد از نام گونه، جنس و یا نام عامیانه آورده می شود  Camelia japonica cv.pupur Dam          Citrulus lanatus cv. Crimson Sweet  2- نام های زراعتی باید به نام های زنده دنیا ارائه شود. 3- در صورتی که نام گیاه شناسی گونه ای تغییر یابد نام های زراعتی وابسته بدون تغییر باقی می ماند. 4- چنانچه دو یا تعداد بیشتری گیاه زراعتی در یک جنس قرار داشته باشند این گیاهان نمی توانند یک نام داشته باشند. 5- نام های جدید زراعتی نباید مشابه علمی یا عامیانه جنس ها و گونه ها باشد 6- نام های جدید زراعتی که بعد از اول ژانویه 1959 منتشر می شوند باید دارای شرح توصیفی باشند که به هر زبانی می توانند ارائه شوند.7- پیشنهاد می شود نام های زراعتی با ذکر نام مولف ثبت شود.8- هیبرید های بین گونه ای را با علامت ضربدر نشان می دهند. ب- واریانت های یک دورگه میان گونه ای می تواند به عنوان شبه زیر گونه ها و شبه ورایته ها شرح داده شود که از نظر رتبه با زیر گونه ها و ورایته ها برابر هستند ج-  دورگه های  میان جنسی مانند مرتبه جنس با فرمول نوشته می شود. نامگذاری واحد های بزرگتر از جنس برای نامگذاری تیره ها اغلب از اسم جنس اصلی استفاده می شود که بر آخر aceac  در لاتین acees  در فرانسه  افزوده می شود. لیکن برخی لز تیره ها در گذشته به علامت ae ختم می شد مثل تیره جعفریزیر تیره ها را با Oideae  و طایفه ها را با eaa  ختم می نمایند. اسامی راسته ها را با ales  ختم می کنند و اسم آن را معمولاً از تیره اصلی می گیرند بالاخره شاخه ها را با Phytes معرفی می کنند. در سایر گروه ها قاعده منظمی وجود ندارد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 23:43  توسط   |